🗣 جهان ما
«نمودار همهچیز»: تصویری شخصی از آیندهٔ فناوری، اقتصاد و جامعه
گزارشی از یادداشت تازهای از پیتر لِوِلز
پیتر لِوِلز، برنامهنویس و کارآفرین مستقل هلندی، بیش از همه با ساختن پلتفرمهایی مانند Nomad List برای کوچنشینان دیجیتال و Remote OK برای مشاغل دورکار شناخته میشود. ویژگی مهم شیوهٔ کاری او، ساختن محصولات کوچک و سودآور بدون سرمایهگذاری خطرپذیر، سازمان اداری بزرگ یا تیمهای پرشمار است. او این رویکرد را indie hacking مینامد: ساختن و ادارهکردن مستقل یک کسبوکار اینترنتی، معمولاً با سرمایهٔ شخصی و تمرکز مستقیم بر درآمد. جهتگیری فکری لِوِلز را میتوان ترکیبی از خوشبینی فناورانه، فردگرایی کارآفرینانه، بدبینی به بوروکراسی دولتی و حمایت از شتاببخشیدن به نوآوری دانست. او بهویژه از سیاستگذاری و مقررات اتحادیهٔ اروپا انتقاد میکند و معتقد است اروپا در مقایسه با آمریکا و آسیا، گرفتار کندی اداری، مقررات بیش از اندازه، کاهش قدرت اقتصادی و ناتوانی در جذب فناوریهای تازه شده است. پروژهٔ eu/acc او نیز ظاهراً نسخهای اروپایی از «شتابگرایی مؤثر» است: این اندیشه که بهجای مهار فناوری باید سرعت نوآوری، تولید و رشد اقتصادی را افزایش داد. مواضع او دربارهٔ اروپا صریح، جدلی و گاهی آشکارا جانبدارانهاند.
بنابراین، یادداشت «نمودار همهچیز» را نباید یک پژوهش علمی یا مدل آماری معتبر تلقی کرد. محور عمودی تعریف و واحد مشخصی ندارد و روشن نیست اعداد چگونه محاسبه شدهاند. نقاط عطف تاریخی واقعیاند، اما ارتفاع منحنیها، روابط علّی و مسیر آینده عمدتاً بر قضاوت شخصی نویسنده استوارند. خود او نیز نمودار را نوعی «تخلیهٔ ذهنی در قالب نمودار» و تجسم باورهای شخصیاش معرفی میکند. مقاله و نمودار اصلی را اینجا ببینید.
خط عمودی AGI در همهٔ نمودارها به زمان فرضی پیدایش «هوش مصنوعی عمومی» اشاره دارد؛ یعنی سامانهای که برخلاف هوش مصنوعی تخصصی امروز، بتواند طیف گستردهای از فعالیتهای ذهنی انسان را یاد بگیرد و انجام دهد. نه دربارهٔ امکان ساخت چنین سامانهای و نه دربارهٔ زمان پیدایش آن اجماع علمی وجود ندارد.
۱. هزینهٔ زندگی و مسکن
نمودار نشان میدهد که فشار هزینهٔ زندگی و مسکن از اواخر دههٔ ۱۹۹۰ افزایش یافته، در بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ به نخستین قله رسیده و پس از یک کاهش موقت، دوباره صعود کرده است. تورم پس از همهگیری کرونا جهش بزرگ بعدی را پدید میآورد.
نویسنده اوج گرانی را در حوالی آغاز دههٔ ۲۰۳۰ و همزمان با ظهور فرضی AGI قرار میدهد. پس از آن، کاهش چشمگیری را پیشبینی میکند. احتمالاً فرض او این است که هوش مصنوعی و خودکارسازی، هزینهٔ تولید کالا، ارائهٔ خدمات و ساختوساز را کاهش خواهند داد.
اما این پیشبینی یک حلقهٔ مفقودهٔ مهم دارد: کاهش هزینهٔ تولید الزاماً به کاهش قیمت مسکن یا هزینهٔ زندگی نمیانجامد. مالکیت زمین، انحصار، سیاست مالیاتی، نابرابری و توزیع منافع فناوری نیز تعیینکنندهاند.
۲. پادکست
پادکست، یعنی برنامهٔ صوتی اینترنتی که شنونده میتواند هر زمان بخواهد آن را دریافت و پخش کند، با گسترش iTunes در میانهٔ دههٔ ۲۰۰۰ رشد میکند. آدام کاری، مجری و کارآفرین آمریکایی، از چهرههای آغازین این رسانه بود.
بخش مهمی از صعود نمودار به جو روگن مربوط است. جو روگن کمدین، گزارشگر ورزشی و مجری آمریکایی است که برنامهٔ طولانی و گفتوگومحور The Joe Rogan Experience را اجرا میکند. محبوبیت فراوان برنامه و قرارداد بیش از صد میلیون دلاری او با اسپاتیفای، پادکست را به رسانهای تجاری و اثرگذار تبدیل کرد. حضور دونالد ترامپ در برنامهٔ او نیز نشانهای از نفوذ سیاسی این قالب تلقی شده است.
نویسنده معتقد است پادکست در اواخر دههٔ ۲۰۲۰ به اوج میرسد و سپس، بهسبب اشباع فضای صوتی با محتوای تولیدشده بهوسیلهٔ هوش مصنوعی، رو به افول میگذارد. مسئله این است که افزایش حجم محتوا لزوماً به مرگ پادکست انسانی نمیانجامد؛ چهبسا در فضای مملو از صدای مصنوعی، گفتوگوی انسانی معتبر ارزش بیشتری پیدا کند.
۳. رمزارزها
رمزارز نوعی دارایی دیجیتال مبتنی بر فناوری زنجیرهٔ بلوکی است. نمودار آن، برخلاف بسیاری از روندهای دیگر، نه صعودی یکنواخت بلکه آکنده از حباب، سقوط و احیای دوباره است.
نخستین حباب بیتکوین در حدود سال ۲۰۱۳ دیده میشود. سپس موج «شتکوینها» ظاهر میشود؛ اصطلاحی تحقیرآمیز برای رمزارزهای کمارزش، فاقد کاربرد روشن یا متکی بر تبلیغات و سوداگری. موج بعدی متعلق به NFTهاست: گواهیهای دیجیتالی منحصربهفردی که مالکیت یک فایل یا دارایی دیجیتال را ثبت میکنند. پس از آن، استیبلکوینها اهمیت مییابند؛ رمزارزهایی که ارزششان به دارایی باثباتتری مانند دلار متصل است.
لِوِلز پیشبینی میکند که «اقتصاد عاملهای هوش مصنوعی» موج بزرگ بعدی را ایجاد کند؛ یعنی نرمافزارهای هوشمند مستقلاً خرید کنند، خدمات بفروشند یا با یکدیگر معامله کنند و برای پرداخت از رمزارز استفاده نمایند. در نگاه او، رمزارز باقی میماند، اما بیثباتی شدید آن نیز از میان نمیرود.
۴. ازدواج و فرزندآوری
این نمودار از دههٔ ۱۹۸۰ تا حدود سال ۲۰۲۰، کاهش اهمیت ازدواج و فرزندآوری را نشان میدهد. نویسنده نقاطی مانند گسترش Pornhub، ظهور آیفون و تأسیس OnlyFans را در این مسیر مؤثر میداند.
پورنهاب، وبسایتی بزرگ برای انتشار محتوای پورنوگرافیک است. OnlyFans نیز پلتفرمی اشتراکی است که تولیدکنندگان در آن محتوا را مستقیماً به مشترکان میفروشند؛ اگرچه کاربردهای دیگری هم دارد، شهرت عمدهاش به محتوای جنسی پولی مربوط است.
برداشت نویسنده این است که دسترسی آسان به پورنوگرافی، رابطههای مجازی و ارضای جنسی منفک از تعهد، انگیزهٔ تشکیل رابطهٔ پایدار، ازدواج و فرزندآوری را کاهش داده است. او پس از رسیدن این روند به کف، نوعی بازگشت تدریجی به ازدواج و خانواده را پیشبینی میکند.
این توضیح بیش از حد تکعلتی است. کاهش ازدواج و باروری علاوه بر فناوری جنسی، با هزینهٔ مسکن، ناامنی شغلی، تحصیلات طولانیتر، اشتغال زنان، فردگرایی، تغییر نقشهای جنسیتی و ضعف حمایت اجتماعی نیز ارتباط دارد.
۵. ژاپن
ژاپن در پایان دههٔ ۱۹۸۰، همزمان با اوج شاخص بورس نیکی و حباب عظیم داراییها، در بالاترین نقطه قرار دارد. توافق پلازا در سال ۱۹۸۵—توافقی میان قدرتهای اقتصادی برای کاهش ارزش دلار که به تقویت ین انجامید—یکی از نقاط آغاز این مسیر معرفی شده است.
با ترکیدن حباب اقتصادی، ژاپن وارد چند دهه رکود نسبی شد. فاجعهٔ هستهای فوکوشیما و سیاستهای اقتصادی شینزو آبه، موسوم به «آبهنومیکس»، از دیگر نقاط نمودارند. آبهنومیکس مجموعهای از سیاستهای پولی و مالی برای تحریک اقتصاد و کاهش ارزش ین بود.
نویسنده اکنون نشانههایی از احیای ژاپن میبیند: عبور شاخص نیکی از قلهٔ سال ۱۹۸۹ و افزایش قدرت نرم آن. قدرت نرم یعنی نفوذ یک کشور از راه فرهنگ، اعتبار و جذابیت—مانند انیمه، بازی، غذا، طراحی و گردشگری—نه از طریق اجبار نظامی یا اقتصادی. پیشبینی او بهبود تدریجی ژاپن است، نه بازگشت کامل به سلطهٔ اقتصادی دههٔ ۱۹۸۰.
۶. اروپا
اروپا با پیمان شنگن، بازشدن مرزها و راهاندازی یورو صعود میکند؛ اما از بحران مالی ۲۰۰۸ به بعد، وارد مسیر افول میشود. بحران یورو، سیاستهای ریاضتی، بحران مهاجرت، جنگ روسیه و اوکراین و کاهش توان رقابتی از نقاط اصلی این منحنیاند.
لِوِلز مرگهای ناشی از گرما را نیز نمادی از ناتوانی اروپا در سازگارشدن با شرایط جدید میداند و محدودیت فرهنگی و اداری استفاده از تهویهٔ مطبوع را به جریان «رشدزدایی» نسبت میدهد؛ دیدگاهی که کاهش تولید و مصرف را برای حفاظت از محیط زیست ضروری میداند.
او کف جایگاه اروپا را در اوایل دههٔ ۲۰۳۰ تصور میکند و سپس، با قدرتگرفتن eu/acc، سختترشدن کنترل مرزها و آنچه «بازمهاجرت» مینامد، بهبودی محدود را پیشبینی میکند. بازمهاجرت در گفتمان راستگرای اروپایی معمولاً به بازگرداندن گستردهٔ مهاجران یا افراد دارای پیشینهٔ مهاجرتی به کشورهای مبدأ اشاره دارد و مفهومی سیاسی و مناقشهبرانگیز است.
این نمودار از همه سیاسیتر است. انتخاب رویدادها، پیوند علّی میان مهاجرت و افول اروپا و تصویر آینده آشکارا متأثر از مخالفت نویسنده با ساختار کنونی اتحادیهٔ اروپاست.
۷. سلامت و طول عمر
تا حدود سال ۲۰۲۰، علاقهٔ عمومی به طول عمر در سطحی پایین باقی میماند. کرونا نقطهٔ جهش است: سلامت، ایمنی، بدن و مرگ ناگهان به مسائل روزمرهٔ عموم تبدیل میشوند.
برایان جانسون، کارآفرین آمریکایی، یکی از نمادهای این جریان است. او با هزینهای سنگین، رژیم دقیق، آزمایشهای مکرر، داروها و فناوریهای پایش بدن میکوشد سرعت پیری خود را کاهش دهد. «باشگاه دو دیپلو» نیز به برنامههای جمعی دویدن مرتبط با دیپلو، موسیقیدان آمریکایی، اشاره دارد و نمونهای از تبدیل ورزش به هویت اجتماعی و سبک زندگی است. Midjourney Medical نیز به کاربرد تولید تصاویر هوش مصنوعی در حوزهٔ پزشکی اشاره دارد.
لِوِلز پیشبینی میکند سلامت، جوانماندن و افزایش طول عمر به یکی از مهمترین صنایع آینده تبدیل شوند. این پیشبینی از دیگر بخشها معقولتر است، اما میان پیشرفت پزشکی واقعی و بازاریابی تجاری ضدپیری باید تمایز گذاشت.
📎 ادامه در صفحهی دوم
#تجربههای_روانپزشکانه